ظرفیت سردخانه صنعتی، معیاری از گنجایش یک سردخانه برای نگهداری کالاهای مختلف است و اولین گام برای طراحی و ساخت سردخانه صنعتی می باشد. روشهای سنجش سنتی این ظرفیت اغلب بر حسب وزن (تناژ) یا حجم (متر مکعب) بیان میشدند، اما این ارقام همیشه بیانگر ظرفیت واقعی و قابل بهرهبرداری سردخانه نیستند و تنها می توان آن را به عنوان ظرفیت اسمی سردخانه در نظر گرفت. در صنعت انبارداری مدرن، پالت پوزیشن (Pallet Position) به عنوان شاخص دقیقتری برای تعیین ظرفیت سردخانه صنعتی به کار میرود. منظور از پالت پوزیشن، تعداد موقعیتهای مشخص در قفسهبندی یا فضای انبار است که یک پالت استاندارد (معمولاً با ابعاد حدود ۱۲۰×۱۰۰ سانتیمتر) را در خود جای میدهد.
به بیان ساده، هر پالت پوزیشن معادل فضایی است که برای نگهداری یک پالت کالا در انبار یا سردخانه در نظر گرفته شده است. این شیوه بیان ظرفیت، ظرفیت واقعی و عملیاتی را نشان میدهد، زیرا مستقیماً به تعداد واحدهای بار (پالتهای کالا) اشاره دارد که میتوان بهصورت ایمن در فضا ذخیره کرد.
مفهوم پالت پوزیشن و ظرفیت عملیاتی انبار
هر پالت پوزیشن در واقع یک «محل قرارگیری» برای یک پالت استاندارد کالا است. به عنوان مثال، اگر یک سردخانه دارای ظرفیت ۱۰۰۰ پالت پوزیشن باشد، بدان معناست که این سردخانه میتواند به طور نظری ۱۰۰۰ پالت کالا را در قفسهها یا فضای خود نگهداری کند. البته ظرفیت عملیاتی معمولا اندکی کمتر از ظرفیت نظری است، زیرا برای جابجایی و دسترسی ایمن لازم است تعدادی از این موقعیتها خالی بماند. برخلاف بیان ظرفیت بر حسب وزن یا حجم، شمارش پالت پوزیشنها مستقیماً مشخص میکند چه تعداد واحد بار استاندارد (پالت) قابل نگهداری است، بدون وابستگی به نوع کالا یا چگالی آن.
برای درک بهتر این مفهوم، در نظر بگیرید که یک پالت استاندارد با بار چیدهشده روی آن، به طور متوسط حدود ۱٫۲۴ متر مربع از سطح کف را اشغال میکند. ارتفاع خود پالت چوبی معمولاً ۱۰ سانتیمتر است و کالاها اغلب تا ارتفاع حدود ۱٫۲ تا ۱٫۵ متر روی آن چیده میشوند.حال اگر ارتفاع مفید سالن سردخانه مثلاً ۶ متر باشد، میتوان حدود ۴ تا ۵ طبقه پالت را روی هم در قفسهها قرار داد (با در نظر گرفتن فاصلهایمنی بین سطوح). بنابراین در این مثال فرضی، هر موقعیت کف میتواند ۵ پالت را به صورت عمودی در خود جای دهد.

به طور کلی تعداد پالت پوزیشن کل یک انبار برابر است با تعداد موقعیتهای پالت در هر طبقه ضربدر تعداد طبقات قابل چیدمان. از اینرو، با دانستن مساحت کف، درصد فضایی که به راهروها اختصاص مییابد و ارتفاع چیدمان، میتوان ظرفیت پالت پوزیشن را محاسبه کرد.
اهمیت سنجش ظرفیت سردخانه بر اساس پالت پوزیشن
استفاده از شاخص پالت پوزیشن برای بیان ظرفیت سردخانه صنعتی از آن جهت اهمیت دارد که تصویری دقیقتر و کاربردیتر از توان انبارش ارائه میدهد. ظرفیت اسمی یک سردخانه ممکن است بر اساس ابعاد فیزیکی یا توان برودتی آن اعلام شود، اما ظرفیت عملیاتی هنگامی مشخص میشود که بدانیم چه تعداد پالت کالای استاندارد را میتوان در آن چیدمان کرد بیآنکه به کالاها صدمهای وارد شود یا عملیات جابجایی با مشکل روبهرو گردد. برای مثال، سردخانهای ممکن است اعلام کند ظرفیت «۱۵٬۰۰۰ تن» مواد غذایی منجمد را دارد، اما این رقم وابسته به چگالی کالای ذخیرهشده است و نمیتواند بهتنهایی مبنای طراحی و بهرهبرداری باشد.
اگر کالای بسیار چگال و سنگینی (مانند گوشت منجمد) ذخیره شود، ممکن است قبل از پر شدن همه موقعیتهای پالت، سقف وزنی سردخانه یا استحکام قفسهها محدودیت ایجاد کند. برعکس، برای کالاهای کمچگال (مثلاً سبزیجات منجمد با بستهبندیهای حجیم و سبک)، ممکن است فضای فیزیکی پالتها پر شود در حالی که مجموع وزن کالا هنوز کمتر از ظرفیت اسمی بر حسب تُن باشد. بنابراین سنجش ظرفیت بر اساس تعداد پالت، معیار بهتری برای برنامهریزی فضای سردخانه است چرا که نشان میدهد چند واحد بار استاندارد را میتوان نگهداری کرد و تاثیر تفاوتهای وزن/حجم کالاها را خنثی میکند.
از سوی دیگر، شاخص پالت پوزیشن زبان مشترک صنعت انبارداری برای مقایسه و برآورد ظرفیت سردخانه است. مدیران و طراحان انبار معمولاً هزینهها و بهرهوری را بر مبنای هر پالت پوزیشن تحلیل میکنند.
عوامل مؤثر بر ظرفیت سردخانه بر اساس پالت پوزیشن
عوامل متعددی تعیین میکنند که یک ظرفیت سردخانه صنعتی چگونه است و واقعاً چه تعداد پالت پوزیشن قابل استفاده دارد. مهمترین این عوامل عبارتاند از:
- ابعاد سالن و ارتفاع مفید: هرچه ارتفاع مفید بیشتر باشد، میتوان سطوح قفسهبندی بیشتری ایجاد کرد. به عنوان نمونه، در انباری با ارتفاع مفید ۷٫۵ متر، اگر ارتفاع هر پالت بارگیریشده ~۱٫۵ متر باشد، امکان قراردادن ۵ طبقه پالت روی هم وجود دارد. برعکس، در سالنهای کوتاهتر ممکن است فقط ۲ یا ۳ طبقه چیدمان شدنی باشد. بنابراین ارتفاع ساختمان یکی از عوامل محدودکننده ظرفیت سردخانه در حالت پالت پوزیشن است.
- مساحت کف و طراحی چیدمان (راهروها): سطح زیربنای انبار و نحوه تخصیص آن به راهروهای دسترسی در مقابل فضای قفسهبندی، عامل تعیینکننده تعداد پالتهای قابل چیدن روی کف است. هر پالت روی کف حدود ۱٫2 تا ۱٫۳ متر مربع فضا نیاز دارد، اما علاوه بر آن باید فضای راهروهای بین قفسهها در نظر گرفته شود. هرقدر راهروها باریکتر باشند، پالتهای بیشتری در هر ردیف و هر طبقه جا میشوند.
- نوع تجهیزات جابجایی (لیفتراک، ریچتراک، جکپالت و …): ماشینآلات مورد استفاده برای جابجایی پالتها، تاثیر مستقیم بر طرح و ظرفیت سردخانه دارند. لیفتراکهای استاندارد برای حرکت ایمن به راهروی نسبتاً عریض نیاز دارند (حدود ۱۰ تا ۱۲ فوت معادل ~۳ تا ۳٫۵ متر). در مقابل، ریچتراک (Reach Truck) و تجهیزات راهروی باریک (VNA) قادرند در راهروهای بسیار باریکتر کار کنند. استفاده از ریچتراک به انبار اجازه میدهد قفسهبندی دوبل (دو پالت عمیق پشت سر هم) داشته باشد که تراکم ذخیرهسازی را تقریباً دو برابر میکند. همچنین ارتفاع بالابری تجهیزات مهم است؛ مثلاً یک ریچتراک یا لیفتراک مرتفع میتواند پالتها را به طبقات بالاتر (۱۰ متر و بیشتر) برساند، در نتیجه طبقات بیشتری قابل استفاده خواهد بود. در سوی دیگر، جکپالتها که برای حمل پالت روی زمین به کار میروند، در فضاهای کوچکتر یا سردخانههای با چیدمان کف (بدون قفسهبندی مرتفع) استفاده میشوند. در انبارهایی که فقط از جکپالت و چیدمان کف بهره میگیرند، ظرفیت به تعداد پالتهایی محدود است که میتوان روی سطح سالن کنار هم چید.
- نوع قفسهبندی و استراتژی چیدمان: سیستم قفسهبندی به کار رفته در سردخانه تأثیر بسیار زیادی بر تعداد پالتهای قابل ذخیره در فضای مشخص دارد. به طور خلاصه، قفسهبندیهای چگالیبالا (مانند درایو-این، پوشبک، خود جریان و موبایل راک) میتوانند تعداد پالت پوزیشن را در یک فضا تا چند برابر افزایش دهند، در حالی که قفسهبندی انتخابی استاندارد تراکم کمتری دارد ولی دسترسی آسانتری به هر پالت فراهم میکند.
- نوع کالا و جرم حجمی (چگالی) آن: ویژگیهای فیزیکی کالاهای نگهداریشده نیز بر ظرفیت عملی اثر میگذارد. کالاهای سنگین و متراکم (مثل بلوکهای گوشت منجمد یا کره) ممکن است به حدی سنگین باشند که ظرفیت وزنی پالت یا قفسه زودتر از پر شدن فضای آنها محدودیت ایجاد کند. در مقابل، کالاهای سبک و حجیم (مثل سبزیجات یا مواد غذایی حجیم با بستهبندی پفدار) ممکن است فضای هر پالت را پر کنند بدون اینکه به حد مجاز وزن برسند. برای نمونه، ممکن است هر پالت گوشت منجمد ۱ تن وزن داشته باشد در حالی که هر پالت بستههای سبزی منجمد به دلیل وجود فضای خالی بین بستهها تنها ۵۰۰ کیلوگرم وزن داشته باشد. در نتیجه سردخانهای با ۱۰۰۰ پالت پوزیشن میتواند در حالت اول ۱۰۰۰ تن گوشت اما در حالت دوم فقط ۵۰۰ تن سبزی ذخیره کند، هرچند هر دو حالت کل فضای پالتها را اشغال کنند.
- محدودیتهای وزن پالت و استحکام سازه: هر پالت و هر قفسه حد مشخصی از وزن را میتواند تحمل کند. پالتهای استاندارد چوبی/پلاستیکی معمولاً در حالت حرکت توسط لیفتراک تا حدود ۱۵۰۰ کیلوگرم بار را ایمن تحمل میکنند. (این مقدار به عنوان ظرفیت دینامیک پالت شناخته میشود) و در حالت سکون روی زمین ممکن است تا ۴۰۰۰ کیلوگرم نیز روی آن قابل تحمل باشد. همچنین هر رده قفسهبندی (فاصله بین دو تیر افقی در قفسه) دارای ظرفیت بار مشخصی است که نباید از آن فراتر رفت. اگر کالایی بسیار سنگین باشد (چگالی بالا)، ممکن است نتوان از تمامی ارتفاع قفسه یا تمامی عمق آن استفاده کامل کرد زیرا سطح ایمنی بارگیری هر پالت/قفسه محدود شده است.
- ملاحظات عملیاتی و فضای مانور: در یک سردخانه عملیاتی، لازم است همیشه درصدی از فضا خالی بماند تا عملیات چیدمان و برداشت پالت روان انجام شود. به عبارت دیگر، نباید انتظار داشت همه پالت پوزیشنها در تمام اوقات پُر باشند. نگهداری برخی فضاهای رزرو خالی برای گردش موجودی و چرخش کالا ضروری است. معمولاً توصیه میشود حدود ۱۰–۱۵٪ از موقعیتهای پالت به صورت خالی نگه داشته شوند تا جای کافی برای دریافت محمولههای جدید و جابهجایی داخلی وجود داشته باشد. این فضای خالی به انبارگردانی، ترتیبدهی سفارشها و واکنش به پیکهای فصلی کمک میکند و از ازدحام بیش از حد انبار جلوگیری خواهد کرد.
در مجموع، برآورد ظرفیت پالت پوزیشن یک سردخانه صنعتی باید با در نظر گرفتن همه این عوامل انجام گیرد. ترکیب بهینهای از فضای کافی، تجهیزات مناسب، قفسهبندی کارآمد و مدیریت صحیح موجودی باعث میشود ظرفیت اسمی به ظرفیت واقعی نزدیکتر شود و از فضای سردخانه حداکثر استفاده همراه با ایمنی و کارایی به عمل آید.

سیستمهای قفسهبندی و تأثیر آن بر تعداد پالت پوزیشن
یکی از موثرترین راهها برای افزایش ظرفیت سردخانه (بر حسب پالت پوزیشن) استفاده از سیستمهای پیشرفته قفسهبندی است. نسل جدید قفسهبندیها نظیر راکهای ثابت ماژولار، قفسه درایو-این، موبایل راک، سیستمهای پوشبک و شاتل امکان بهرهگیری حداکثری از فضای انبار را فراهم کردهاند. در ادامه، رایجترین انواع سیستمهای قفسهبندی و تأثیر هر کدام بر ظرفیت و بهرهوری سردخانه صنعتی را مرور میکنیم:
- قفسهبندی پالتی انتخابی (Selective Rack): رایجترین و سادهترین نوع قفسهبندی انبار که دسترسی مستقیم به هر پالت را فراهم میکند. در این سیستم، قفسهها معمولاً در یک ردیف تکی یا دوبل پشتبهپشت چیده میشوند و بین هر دو ردیف یک راهروی دسترسی در نظر گرفته میشود. مزیت اصلی رک انتخابی، سهولت دسترسی و انعطاف در چینش برای انواع کالاهاست (هر پالت موقعیت مشخص خود را دارد). اما عیب آن تراکم نسبتاً پایین است؛ به طوری که بخش قابل توجهی از فضای سالن صرف راهروها میشود. هزینه به ازای هر پالت پوزیشن در این سیستم پایینتر از سایر روشهاست ولی چگالی ذخیرهسازی (پالت بر واحد سطح) کمتر است.
- قفسهبندی دوبلعمق (Double-Deep Rack): در این روش، قفسههای انتخابی به صورت دوتایی پشتسرهم قرار میگیرند و به لیفتراک امکان میدهند دو پالت در عمق (پشت سر هم) ذخیره کند. قفسه دوبل عمق با حذف راهروهای اضافی، ظرفیت سردخانه را نسبت به رک معمولی افزایش میدهد. به طور معمول این طرح حدود ۵۰٪ راهرو کمتر نیاز دارد و در نتیجه تقریباً دو برابر چگالی ذخیرهسازی نسبت به رک انتخابی فراهم میکند.البته برای دسترسی به پالت عقبی باید پالت جلویی جابجا شود که مدیریت موجودی را به روش LIFO (آخرین وارد، اولین خارج) محدود میکند.
- قفسهبندی درایو-این (Drive-In): یکی از چگالیترین سیستمهای ذخیرهسازی برای انبارهای پالتی، قفسه درایوین است. در این روش، قفسهها طوری طراحی شدهاند که لیفتراک میتواند داخل ساختار قفسه رانده و پالتها را در عمقهای چندتایی روی ریلها قرار دهد. با حذف تعداد زیادی راهروی جداگانه، ظرفیت سردخانه بهشدت افزایش مییابد. در یک سیستم درایو-این میتوان هر ستون را تا بیش از ۱۰ پالت در عمق چیدمان کرد و ارتفاع نیز میتواند چندین طبقه باشد. این سیستم به طور متوسط قادر است تا ۷۵٪ ظرفیت بیشتر نسبت به قفسهبندی معمولی در همان فضا ارائه دهد. کاربرد درایو-این زمانی ایدهآل است که حجم زیادی از یک نوع کالا (SKU) را نگهداری میکنید و ترتیب خروج کالا چندان مهم نیست (زیرا دسترسی به پالتهای عقبی مستلزم خروج پالتهای جلویی است، LIFO). نوع مشابه دیگری موسوم به درایو-ثرو امکان دسترسی از دو طرف را فراهم میکند و میتواند گردش FIFO محدود را نیز پشتیبانی کند. قفسههای درایوین به لحاظ ساختاری باید بسیار مستحکم باشند و اپراتور لیفتراک مهارت کافی برای حرکت در راهروهای داخلی تنگ را داشته باشد. این سیستم برای سردخانههای بزرگ با تیراژ کالای یکنواخت (مثلاً سردخانههای گوشت یا مرغ در کارخانجات فرآوری) بسیار کارآمد است.
- قفسهبندی پوشبک (Push-Back Rack): در سیستم پوشبک، هر موقعیت قفسه به صورت یک مسیر شیبدار دارای چند سکوی متحرک (کارت) طراحی شده است. هنگامی که یک پالت جدید روی ریل قرار میگیرد، پالتهای قبلی را به عمق هل میدهد و خود در جلو قرار میگیرد. در هنگام برداشت نیز با خروج پالت جلویی، پالتهای پشت سر آن به کمک جاذبه به جلو سر میخورند. این سیستم معمولاً عمق ۲ الی ۵ پالت را پوشش میدهد و مانند درایوین، راهروهای کمتری نیاز دارد اما مزیت آن این است که لیفتراک لازم نیست داخل قفسه برود. پوشبک یک سیستم LIFO محسوب میشود (آخرین پالت که وارد شده، اولین برداشته میشود) و برای کالاهای تاریخدار کوتاهمدت شاید مناسب نباشد مگر آنکه هر مسیر به یک SKU اختصاص یابد. مزیت پوشبک نسبت به درایوین، سرعت و ایمنی بیشتر در بارگذاری است؛ چون لیفتراک همیشه از جلوی قفسه عمل میکند. این روش برای سردخانههای مواد غذایی که تنوع کمتر اما حجم بالایی از هر محصول دارند (مانند سردخانه صنایع لبنی یا کنسروهای منجمد) کاربرد دارد. از نظر افزایش ظرفیت، پوشبک تراکمی شبیه دوبل یا کمی بیشتر ایجاد میکند (با عمق ۴ یا ۵، حدود دو برابر ظرفیت نسبت به رک معمولی).
- قفسهبندی خود جریان (پالتفلو یا FIFO Racks): قفسه جریان که با نام قفسه گراویتی نیز شناخته میشود، برای مدیریت FIFO در چگالی بالا طراحی شده است. این سیستم شامل ریلها یا رولرهای شیبداری در هر راهروی قفسه است. پالتها از یک سمت (سمت بارگیری) در ابتدای ریل قرار میگیرند و بهواسطه نیروی جاذبه به آرامی به سمت دیگر (سمت خروج) حرکت میکنند. قفسهبندی خود جریان قابلیت ذخیرهی چند پالت در عمق هر ردیف را دارد (معمولاً ۵ تا ۱۰ پالت عمق بر اساس طراحی) و راهروی ورودی و خروجی جداگانه برای هر ردیف نیاز است. از نظر افزایش ظرفیت، این سیستم میتواند چگالی ذخیرهسازی را دو تا سه برابر نسبت به رک انتخابی کند، مشروط بر اینکه هر ریل به یک نوع کالا اختصاص یابد تا اختلاط محصولات رخ ندهد. این روش ایدهآل است چون هم FIFO را تضمین میکند و هم ظرفیت سردخانه را به شدت بالا میبرد.
- قفسهبندی متحرک یا موبایل راک (Mobile Racking): در این سیستم پیشرفته، ردیفهای قفسه روی شاسیهای متحرک نصب شدهاند که روی ریلهای تعبیهشده در کف سالن حرکت میکنند. به جای وجود راهرو ثابت بین هر ردیف، در اینجا فقط یک راهرو متحرک وجود دارد که میتواند به صورت خودکار بین هر دو ردیف باز شود. با این ترفند، تقریباً نیمی یا بیشتر از راهروهای ثابت حذف میشود و آن فضا به قفسهبندی اضافه اختصاص مییابد. قفسهبندی موبایل میتواند تا ۸۰٪ الی ۹۰٪ ظرفیت بیشتری نسبت به قفسهبندی ثابت معمولی در همان فضای انبار فراهم کند، چرا که فقط یک راهرو فعال در هر لحظه وجود دارد. مزیت دیگر سیستم موبایل حفظ دسترسی ۱۰۰٪ به هر پالت است (بر خلاف درایوین یا پوشبک که دسترسی محدود است). البته سرعت دسترسی ممکن است کمی کاهش یابد چون قبل از دسترسی به یک ردیف باید راهرو ایجاد شود، اما این فرآیند با سیستمهای کنترلی مدرن نسبتاً سریع است.
- سیستم شاتل پالت (Radio Shuttle Rack): این روش ترکیبی از مزایای درایوین و اتوماسیون است. در سیستم شاتل، پالتها در ریلهایی عمیق (شبیه درایوین) نگهداری میشوند اما به جای اینکه لیفتراک به داخل راهرو برود، یک دستگاه شاتل خودکار (موتوریزه) وظیفه حمل پالتها را در عمق قفسه بر عهده دارد. لیفتراک پالت را بر روی شاتل در ابتدای راهرو میگذارد و شاتل آن را به اولین جای خالی در عمق میبرد و بر روی ریلها قرار میدهد؛ برای خروج نیز عکس این عمل انجام میشود. سیستمهای شاتل میتوانند به صورت FIFO یا LIFO تنظیم شوند و نیاز به راهروی اضافی را تقریباً حذف میکنند. از نظر ظرفیت، یک انبار با سیستم شاتل قادر است تا حدود ۷۰٪ پالت بیشتری نسبت به قفسهبندی ثابت در همان فضا نگهداری کند. ضمن اینکه سرعت جابجایی نیز نسبت به درایوین سنتی بالاتر است چون شاتل میتواند مستقل از حرکت لیفتراک داخل راهرو عمل کند. این سیستم برای سردخانههای بزرگ با حجم عملیات بالا و تنوع SKU محدود بسیار کارآمد است. هزینه سرمایهگذاری آن نسبتاً بالا است (به دلیل وجود چندین دستگاه شاتل، ریموتکنترلها و سیستم کنترلی)، اما بهرهوری و استفاده از فضا را به حداکثر میرساند. بسیاری از سردخانههای تماممکانیزه جدید در جهان (و ایران) به سمت استفاده از ترکیب شاتل پالت و لیفتراکهای خودکار رفتهاند تا هم فضای ذخیرهسازی را بیشینه کنند و هم سرعت جابجایی را افزایش دهند.
علاوه بر موارد فوق، در سردخانههای بسیار بزرگ و مراکز لجستیک پیشرفته، ممکن است از سیستمهای تمامخودکار AS/RS (Automated Storage and Retrieval Systems) نیز استفاده شود. در این سیستمها از کرینهای خودکار و رباتهای بردارنده برای جابجایی پالتها در قفسههایی با ارتفاع بسیار زیاد (حتی تا ۳۰-۴۰ متر) استفاده میشود. AS/RS بالاترین تراکم و سرعت را فراهم میکند اما سرمایهگذاری اولیه آن بسیار زیاد است و معمولاً برای پروژههای عظیم با حجم عملیات استثنایی مقرون به صرفه است. با این حال، حتی در چنین سیستمهایی نیز ظرفیت نهایی معمولاً با تعداد پالت پوزیشن بیان میشود و اصول پایه مشابه (چند پالت در هر ردیف و هر ستون) برقرار است.
نقش تجهیزات جابجایی در بهرهوری ظرفیت سردخانه
تجهیزات جابجایی کالا (Material Handling Equipment) از جمله لیفتراکها، ریچتراکها و جکپالتها، نقش کلیدی در دستیابی به ظرفیت عملیاتی ذکرشده برای سردخانه ایفا میکنند. انتخاب نوع و مشخصات این تجهیزات بر طراحی انبار، فاصله راهروها و ارتفاع قابل استفاده تأثیر مستقیم دارد:
به طور کلی، هماهنگی طراحی سردخانه صنعتی با امکانات تجهیزات جابجایی بسیار حائز اهمیت است. اگر بهترین قفسهبندیها نصب شوند ولی لیفتراک مناسب برای بهرهبرداری از آنها فراهم نشود، ظرفیت بالقوه انبار محقق نخواهد شد. بنابراین توصیه میشود همیشه هنگام محاسبه ظرفیت و انتخاب سیستم ذخیرهسازی، نوع لیفتراک/ریچتراک و مشخصات آن (عرض مورد نیاز برای گردش، ارتفاع بالابری، ظرفیت وزنی) را مد نظر قرار دهید تا طراحی نهایی سردخانه عملی و کارآمد باشد.
ظرفیت سردخانه صنعتی زمانی به شکل بهینه قابل استفاده است که هم از فضای موجود حداکثر بهره گرفته شود و هم عملیات انبارداری به شکل روان و ایمن جریان داشته باشد. اندازهگیری ظرفیت سردخانه بر اساس پالت پوزیشن این امکان را میدهد که مدیران سردخانه بدانند دقیقا چند پالت کالا را میتوانند در شرایط استاندارد ذخیره و مدیریت کنند. برای افزایش این ظرفیت، لزوماً نیازی به ساخت سردخانه بزرگتر نیست، بلکه میتوان با بهینهسازی چیدمان داخلی، استفاده از قفسهبندیهای پیشرفته و بکارگیری تجهیزات مدرن به طرز چشمگیری ظرفیت را بالا برد.
از منظر بهرهبرداری بهینه، معمولاً نباید تمامی فضای انبار تا آخرین موقعیت پالت پر شود. حفظ حاشیهای از فضای خالی و نرخ اشغال منطقی اهمیت دارد تا انبار قابلیت مانور و انعطاف داشته باشد. کارشناسان حوزه انبارداری نرخ بهرهبرداری مطلوب را حدود ۷۰٪ تا ۸۵٪ ظرفیت کل میدانند. به این معنی که در حالت عادی بهتر است همیشه ۱۵–۳۰٪ فضای خالی وجود داشته باشد تا هم برای ورود کالاهای جدید آمادگی باشد و هم عملیات جابجایی بدون ازدحام صورت گیرد. تجربه نشان داده است انبارهایی که تا مرز ۱۰۰٪ پر شدهاند، در مواجهه با نوسانات موجودی یا افزایش ناگهانی دریافت/ارسال کالا دچار اختلال و کاهش بهرهوری میشوند.
در نهایت، ظرفیت سردخانه صنعتی بر اساس پالت پوزیشن یک شاخص کلیدی برای برنامهریزی و سنجش عملکرد سردخانه است. با پایبندی به این شاخص و دریافت مشاره ساخت سردخانه ، میتوان طرحهای توسعه را واقعبینانهتر تدوین کرد، هزینههای سرمایهگذاری را دقیقتر برآورد نمود و بهرهوری فضای سردخانه را حداکثر کرد. توصیه میشود پیش از راهاندازی یا بهینهسازی هر سردخانهای، تحلیل جامعی از مواردی نظیر تعداد پالتهای مورد نیاز بر اساس گردش موجودی، امکانات قفسهبندی برای افزایش تراکم، تجهیزات جابجایی مناسب با فضا و استانداردهای ایمنی به عمل آید. تنها در این صورت است که میتوان انتظار داشت سردخانه با ظرفیت عملیاتی حداکثری و در عین حال کارکردی ایمن و منظم به بهرهبرداری برسد و نیازهای زنجیره تأمین را به بهترین نحو برآورده سازد.